سونات اشباح11 اثر اوگوست استريندبرگ نمايشنامه‌نويس

سوئدي (1849 ـ 1912) رئاليسم و فانتزي12 آهنگي رويايي

به فرم آزاد را كاملاً ناوابسته در هم مي‌آميزد به‌گونه‌اي كه ما

هرگز به‌يقين نمي‌دانيم كدام شخصيت‌ها وجود دارند و چگونه عمل

مي‌كنند.

نتيجه اين تأثيرات گونه‌گون تئاتري بود كه در آن حالت

روان‌شناختي حتي گزافه‌اي بيمارگونه با به كار گرفتن

صحنه‌پردازي13 اثاثه سمبوليك و نمادين اكتشاف‌‌گرايانه

و بازيگري افراطي لحن و حالت آن به حد اعلاي خود برسد.

بعد در 1930 فاز14 يا مرحله و گام15 (اصوات متوالي در

 يك دستگاه موسيقي) ذهني حالات و جنبه‌هاي ذهن و روح

 در صحنه با ياري فورماليسم16 صورت‌گرايي و حالت اجتماعي

به اوج خود سرمي‌كشد و جامعه به نمونه‌هايي برتر بدل مي‌گردد.

بهترين و مشهورترين نمايشنامه‌نويس اكسپرسيونيستي از

 اين نوع روش سود جست. نمايشنامه‌‌نويساني چون ارنست تولر17

(1893 ـ 1939) آلماني يهودي، كارل چاپك18 نمايشنامه‌نويس

 چك و المر رايس19 درام‌نويس امريكايي از اين جمله‌اند.

در واقع ارنست تولر يكي از بهترين و بُرناترين نهضت و

مكتب اكسپرسيونيسم بود كه نخستين نمايشنامه او با نام

 دگرگوني20 (1919) به‌عنوان نهضت مخالفت با شركت

 در جنگ و در حبس كشيدن به رشته تحرير درآمد و دو سال

بعد با نوشتن ماشين خاموش21 (1992) كه مربوط به

طغيان‌هاي لوديت22 در لندن به روي صحنه آمد، زنداني شد.

جون تالر در شخصيت قهرماني خود جيم كوبت23 كه از

 طغيانگران و مردي باهوش بود مورد تهديد قرار گرفت.

اما نمايشنامه‌هاي تولر از جمله «ما دوست داريم» و «غريو»

 در تئاتر گيت24 چون تراژدي خانگي يا خانوادگي25 آلماني به

نمايش درآمد.

باري اصطلاح اكسپرسيونيسم (احتمالاً توسط وكسلس26 پس

از يك رشته نقاشي‌هاي ژولين اگوسته هروه27 (تحت عنوان

اكسپرسيونيسم) در اوايل قرن 20 توسط عده‌اي از نقاشان كه با

بردگي مخالفت مي‌ورزيدند كه در نظرشان نمود و واقعيت دروني و

باطني ديگري داشت، عرضه گشت.

در كل اصطلاح اكسپرسيونيسم را مي‌توان درباره ادبيات تدبيرانه

دانست و آن را در كار گرفت. اختصاراً مي‌توان اصل مهمي را

كه ميان فرم مشخص و متمايز به گونه‌ تخيل و گفت‌شناسي

(سيناكس28) در نظر گرفته مي‌شود، تعبير كنيم.

در واقع بر قواعدي ويژه فرمال (صوري) و اركان نويسندگي

مي‌تواند اين مقصود را بيان دارد.

نگرش‌هاي اكسپرسيونيستي تأثير قابل ملاحظه‌اي در آلمان و

اسكانديناوي بر جاي گذاشت. در واقع اكسپرسيونيسم يك چند

در قرن 19 بر تئاتر تسلط يافت و از جهت تئاتر و كنشي بر ضد

رئاليسم داشت و بر آن بود كه روان دروني واقعيت‌ها را درك كند و

آن‌ها را بشناسد.

فشار اين سخن احتمالاً در نمايشنامه رويايي29 (1907) و سونات

اشباح (1907) و نمايشنامه‌‌هاي وده كيند نمايشنامه‌نويساني

 در همين دوران قوياً اكسپرسيونيست بوده‌اند.

وده كيند خشونت‌بار آثاري ضدبورژوازي نوشت (1891) كه سه

نمايشنامه از اين نمايشنامه‌ها چون «بيداري بهار»30 در حقيقت

فاجعه‌آميز يا تراژدي كودكان بود. داستان دو پسر 14 ‌ساله‌اي

 كه با نادرستي اخلاقي پدر و مادر مستبد خود سرناسازگاري دارند.

اگرچه نمايشنامه‌هاي وده‌ كيند نفوذ و تأثير گورهارت هاپمن31

نمايشنامه‌نويس آلماني (1862 ـ 1964) در نمايش‌هاي خود دارد،

 با اين‌همه، در فانتزي‌ها و آثار سمبوليستي32 نمادگرايي و

اكسپرسيونيستي نيز مشهود است.

وده كيند در نمايش ‍Die Judg Welt كه افكاري بر ضد امور

جنسي دارد، طغيانگر به شمار مي‌آيد.

وده كيند در نمايش بيداري بهار (1891) نيز چنين افكاري دارد و

مي‌گويد: «در نظر من امور جنسي به‌گونه‌ يك طاعون جلوه‌گر

مي‌شود. طاعوني كه توانمند است و روابط ما را از يكديگر

مي‌گسلد. يك بار من با مدگار اورس33 سفري به جنگل‌هاي

مي‌سي‌سي‌پي كرديم. او در جست‌وجوي يافتن انگيزه قتل مرد

سياهي بود كه يك كفاش او را كُشته بود. آن شب عده زيادي

 با آوانس در كابين تاريكي به نجوا حرف مي‌زدند و ما با تپانچه

 به دنبال قاتل مي‌گشتيم. اما كوششمان بي‌نتيجه ماند. نمي‌دانم

 چطور شد كه ماجرا به‌كلي از يادمان رفت و ديگر به چنين

 قتلي فكر نكرديم. شايد حالتي از اكسپرسيونيسم در وجودمان

 پديد آمده بود.»

كتاب اصطلاحات ادبي اثر سيلوان بارنت34 نهضت اكسپرسيونيسم

حاكم به‌ويژه در نقاشي آلمان طي يك دهه در جنگ جهاني اول

 نه‌تنها در برابر چشمان آرام و عاري از احساسات تجلي مي‌كند،

 بلكه زندگي (يا شخصيت آن‌ را) با احساساتي پرشور تجلي

مي‌دهد. ازاين‌رو اكسپرسيونيسم آگاهانه ظاهر بروني را

كژنمودارانه عرضه مي‌دارد تا شيئي را همان‌طور كه هست

نشانمان دهد.

مثلاً صحنه‌پردازي در يك درام اكسپرسيونيستي به‌گونه‌اي

 تصوير و عكس‌برداري بي‌خطا انجام نمي‌گيرد. بلكه جوري

 اشيا را قلب مي‌كند كه يك ديوار ابلهانه در تالاري تغيير

جهت و مكان بدهد و حالت ذهن را انعكاس دهد.

در ميان نمايشنامه‌نويسان كلاسيك يوجين اونيل35 نمايشنامه‌نويس

امريكايي (1888 ـ 1953) با نوشتن نمايش گوريل پشمالو36

از مكتب اكسپرسيونيسم مايه مي‌گيرد.

اكسپرسيونيسم همچون كوبيسم37 سبكي هنري در واكنش و

عكس‌العملي بر ضد ناتوراليسم يا طبيعت‌گرايي قرن بيستم به

شمار آمده است. ناتوراليسم به‌ويژه نهضت امپرسيونيسم از

 وان گوگ38 نقاش هلندي (1853 ـ 1890) پيشرو نهضت

اكسپرسيونيسم و فووليسم39 نهضتي متشكل از نقاشان فرانسوي

 كه از تمايلات هنري رايج آكادميك روي برگردانيدند و خود را

جانوران وحشي40 و يا حيوانات رام‌نشدني نام نهادند و گوگن41

نقاش فرانسوي (1848 ـ 1903) كه آثارش با سمبوليسم42

نمادگرايي همراه شد، نشئت گرفت و با احساس عرضه گشت و

درآميخت.

نهضت اكسپرسيونيسم در آلمان و اسكانديناوي سخت مورد پسند

 واقع گشت و حتي ادوارد مونش43 (1863 ـ 1944) نقاش

نروژي كه ابتدا كارش رئاليستي بود و بعد به سمبوليسم گراييد،

به اين نهضت پيوست و احساسات ناشي از وحشت، درد و تنهايي

را در آثار خود در معرض تماشا گذاشت.

تمهيد برخي از اكسپرسيونيست‌ها در اواخر قرن 19 و اوايل قرن

بيستم در درام تجلي پيدا كرد.

به تعريفي ديگر نهضت اكسپرسيونيسم ابتدا پيش از جنگ جهاني

اول رخ نمود و از 1915 تا 1925 درخشيدن گرفت و به يوهانس

باخر44 شاعر آلماني و نمايشنامه‌نويس آلماني چون

گئورگ كايزر45 (1878 ـ 1945)، ارنست تولر46 (1893 ـ 1939

) شاعر آلماني و يكي از برجسته‌ترين درام‌نويس اكسپرسيونيستي اين

كشور و در آخر به فرانتس ورفل47 نويسنده اتريشي (1945 ـ 1890

) تأثير فراواني نهاد.

حتي يوجين اونيل و شون اوكيسي48 درام‌نويس ايرلندي كه

 توانست زندگي زاغه‌نشينان ايرلندي را ماهرانه نشان دهد، در

 آثار بعدي خود از نهضت اكسپرسيونيسم متأثر شدند. اگر

بخواهيم كلي‌تر درباره نهضت اكسپرسيونيسم سخن بگوييم، بايد

به‌طور خلاصه خاطرنشان كنيم كه اين اصطلاح به سبكي از

 نقاشي و پيكرتراشي و يا ساختار ادبي اطلاق مي‌شود كه با

 دنياي احساسات دروني آدمي پيوند مي‌خورد تا با حقايق بروني‌ ‌

جهان يك نقاش امپرسيونيست طبيعت را تقليد نمي‌كند، بلكه نمود

طبيعي را قلب مي‌كند تا آنچه كه نقاش امپرسيونيست درباره

موضوعي حس مي‌كند، بيفزايد: يا آنچه را كه صرفاً از رنگ‌ها و

فرم‌هايي كه مربوط به طبيعت نيست، عرضه بدارد، اما روحيه

خود را محفوظ دارد. در اين راستا برخي از نقاشان چون وان گوگ

آثار خود را اكسپرسيونيستي مي‌پندارد و پيكاسو در آثار خود چون

گوئرنيكا49 تمامي وحشت جنگ را با فرم‌هاي ويژه خود قلب مي‌كند.

آثار هنري ماتيس50 نقاش فرانسوي پيشگام امپرسيونيستي پس از

جنگ (به گفته خودش) بيابان‌هاي «ترازگر يا متوازن» بي‌آيينه و

آراسته و از هر موضوع مسئله‌آفرين و آشوبگر چون آثاز

اكسپرسيونيستي اجتنابگرند بهترين نقاشاني كه در اين زمينه چنين

انديشه‌اي را بيان مي‌كنند، بايد از پل كلي51 نقاش سوئيسي (1879 ـ 1940

) مارك52 و واسيلي كاندينسكي53 روسي فرانسوي (1866 ـ 1944

) و شاگال54 (1889 ـ 1985) نام برد.

فرضيه و نگرش اكسپرسيونيستي نيز تأثيراتي چند بر نويسندگان و

نقاشاني چون ويندهم لويس55 (1882 ـ 1957) جيمز جويس فوكند

و سموئل بكت نهاده است.

اكسپرسيونيست در ادبيات، جهان و هنر را بيشتر از طريق عواطف و

احساسات در نظر مي‌آورد. در واقع يك اكسپرسيونيست حقايقي را

بيان مي‌كند كه بر حسب احساسات و تأثيرات شخصي و فردي خود

درك مي‌كند.

در اين‌گونه آثار واقعيت به همان شكل تحريف‌شده‌اي كه در نظر

نويسنده، شاعر و نقاش جلوه‌گر است، بيان مي‌شود.

اكسپرسيونيسم در آثار ادبي بيشترين تأثير را در نمايش و تئأتر بر

جاي گذاشته است. كه مشخصات چنين نمايش‌هايي كلاً از اين قرار

است:

گفت‌وگوهاي اديبانه، صورتك كه شخصيت‌ها بر چهره مي‌آويزند،

وسايل ناموزون صحنه، بهره‌برداري از ابزار جديدي چون

صحنه‌گردان، جلوه‌هاي ويژه در نورپردازي و صدا و ناديده‌ گرفتن

توالي زمان.

نمايشنامه‌نويسان اكسپرسيونيست در آلمان گئورك كايزر، نويسنده

نمايش «گاز»56 از بام تا شام57 و ارنست تولر نويسنده نمايش

«گروه مردان» و برتولد برشت بوده‌اند.

اين نمايشنامه‌نويسان تأثير ژرفي بر تئاتر آمريكا بر جاي گذاشته‌اند.

يكي از نويسندگان متأثر از اين نهضت اكسپرسيونيسم يوجين اونيل

است كه در نمايشنامه امپراتور جونز58 با استفاده از صحنه‌هاي

متوالي و نمادين خاطرات فردي و نژادي و توهمات مكرر يك

سياه‌پوست وحشت‌زده معاصر را مجسم مي‌كند.

نمايشنامه مرگ يك پيشه‌ور59 اثر آرتور ميلر و نمايشنامه‌هاي تئاتر

پوچي60 نيز با اين شيوه نوشته شده و به اجرا درآمده‌اند.

پي‌نوشت:
1. Expressionism
2. Hrper
3. Harward
4. Penguin
5. Reaction
6. Realism
7. Physical
8. A. Stringberg
9. Wedo Kind
10. Dadaism
11. The Ghost Bonata
12. Fantaisie
13. Scenery
14. Phase
15. Gamme
16. Formalism
17. Ernest Toller
18. Karel Cápek
19. E. Rice
20. Die Wandixng
21. Die Machine Stmmar
22. Luddite
23. Cobbett
24. Gate Theatre
25. Famliy Tragody
26. Vauxcellex
27. J. A. Herve
28. Syntax
29. Dream play
30. Spring awaking
31. Gerhart Haupman


32. Symbolistic
33. Medgar Evrs
34. S. Barnet
35. Eugene O’Noill
36. The Hairy APe
37. Cubism
38. Van Gogh
39. Faxvism
40. les Fauve
41. Gougxin
42. Symbolism
43. E. Munch
44. J. Bacher
45. G. Kaiser
46. E. toller
47. F. Werfel
48. Sean O’casey
49. Guernica
50. Henri Matisse
51. P. Klee
52. Mark
53. V. Kandinsky
54. Chagall
55. Wyndham Lewis
56. Gas
57. From Morn To Midnight
58. The Emperor Gones
59. The Dead of sale Man
60. Theatere of The Absurd