نقاشي اكسپرسيونيستي و گرايش فلسفي نهان پشت آن ، صرفا به مكتب نقاشي آلماني سده
بيستم كه با همين نام شهرت دارد، محدود نمي شود. اكسپرسيونيسم عميقا در تاريخ نژاد شمالي
ريشه دارد و بسيار متاثر از گرايشاتي است كه معمولا به عنوان رمانتيك آز آنها ياد
ميشود .اكسپرسيونيسم به عنوان گرايشي سبك پردازانه از هنر مدرن معمولا براي توصيف
جنبش هاي معيني در حدود سالهاي 1905تا دهة 1920 اطلاق مي شود.
اكسپرسيونيست ها با به كار بردن روش و فنون مختلفي چون فنون مختلف چاپ و مجسمه
سازي بر احساسات شخصي نسبت به موضوع تاكيد بسيار داشتند. اكسپرسيونيست ها بر خلاف
معاصر ين خود (فووها) كه از رنگ به گونه اي استفاده مي كردند كه نقاشيهايشان آرامش و
نشاط مي بخشيد . در اكسپرسيونيسم احساسات دروني به بيرون تجلي پيدا مي كند. در تاريخ
هنر اين اصطلاح به سبكي اطلاق مي شود كه در آن قراردادها و سنت هاي طبيعت گرايي كنار
نهاده مي شود. در اين سبك واكنش حسي هنرمند اولي تراز مشاهده دنياي خارج است . خط،
رنگ، طرح و همة عناصر بصري در راستاي بيان احساسي هنرمند و به شكل غير ناتوراليستي
به كار گرفته مي شود. آثار ونسان ونگوگ نوعي فضاي اكسپرسيو را در خود دارد آن شور و
وجد دروني نقاش با فضايي متفاوت با آنچه ديده مي شود و به دور از تحكم ناتوراليستي
وآغازگر روحية اكسپرسيونيستي كة با كارهاي نقاشان ديگر مانند گوگن كه البته
اكسپرسيونيست نبود ولي او در به كار گرفتن سايه به منظور بازنمايي اجتناب كرد و به طور
آشكار اصول سمبوليسم را كه به نوبه خود به عنوان محمل ارتباطي براي اكسپرسيونيسم
بسيار حائز اهميت بود را پذيرفت و تمام فرم ها را ساده و مسطح كرد و از رنگ به گونه اي
بهره برد كه ارتباط آن با واقعيت يكسر از بين برود. احياي چاپ به روش دستي به عنوان يك
هنر مستقل در اين سبك صورت پذيرفت. در آثار اكسپرسيونيستي خط با اغراق و صراحت
بيشتري خود را نشان مي دهد وهمة انرژي بصري خود را به نمايش مي گذارد و هنرمندان اين
سبك به طور كلي از دو روش استفاده مي كردند:
1-استفاده از خطوط خشن 2-استفاده از تضاد تاريكي و روشني
كه در آثار چاپي بيشتر شاهد آنيم و در چاپ چوب (زيلو گرافي) و چاپ فلز(كالوگرافي) حكاكي
روي مس و برنج كه هنرمندان اين سبك از آن سود بردند.
در مجسمه سازي هم شاهد عصيان اين هنر هستيم در پيكره( يادبود جنگ) اثر ارنست بارلاخ
كه اعتراضي به جنگ جهاني اول است رد پاي اين سبك را مي بينيم.(رج سبك ها و مكتب هاي
هنري) از نقاشان اين سبك: اميل نولده(پيامبر) -كته كل ويتس(مادران)- ما كس بكمان –ادوارد
مونش(فرياد) –رئو(چهرة مسيح) –اشميت روتولف(ماهيگير و مسيح)- كريشنر
Le monde est à qui naît pour le conquérir, et non pour qui rêve, fut-ce à bon endroit, qu'il peut le conquérir .