سمبولیسم مکتبی ادبی بود که بدبینی و نومیدی را با

وهم و رویا ؛همراه با احساس وخیالی ژرف و نیز درهم

آمیخته با زبانی آکنده از کنایه و اشاره که ویژه این

مکتب است ؛ بیان میداشت .سمبولیسم تنها بر پایه

((اصالت احساس)) تکیه داشت و هنرمندان این مکتب برای

احساسهای خود به هیچ اصل دیگری گردن نمی نهادند واز

هیچ منطق و واقعیت دیگری پیروی نمیکردند،سرایندگان و

نویسندگان این مکتب هر یک با زبانی رمزی ویژه خویشتن

سخن می گفتند زیرا این گفته مالارمه شاعر سمبولیک

سرآغاز اندیشه ها و گفته های آنان بود که میگوید :

((نام بردن از یک چیز سه چهارم لطف شعر را تباه

میسازد؛زیرا که جاذبه های هر شعر بستگی به خرسندی

خاطر دارد که خواننده در نتیجه درک نکته ها و

مضمونهای شعری به کمک گمان خود بدست می آورد. با

اشاره و کنایه چیزی را نمایندن یا احساسی را برانگیختن

؛زیبائی اندیشه های هنری را به کمال میرساند.))از

همین رو بود که این رمزها وکنایه ها(سمبلها) به نوشته

ها یا سروده های هنرمند سمبولیک ویژگی خیال انگیزی می

داد وپدیده های هنری او را به شکل یک پدیده عرفانی

یا روحانی مینمایاند.مالارمه در جای دیگر میگوید :

((یک عبارت زیبای بی معنا خیلی با ارزش تر از عبارت

با معناست که زیبائی چندانی ندارد .))سمبولیک ها به

کمک ((جادوی واژه ها )) آنچنان جهان مادی و معنوی و

محسوس و نا محسوس را به پیوستندکه آهنگ وطنین واژه ها

خود سرانجام بیش از هر موضوع دیگری آنها را به سوی خود

کشید و گاه هدف برجسته برخی سرودها گردید.

در همه پدیده های پیوسته سمبولیکی ؛یک احساس وخیال

ژرفی که آمیخته با نومیدی و بدبینی است به چشم

میخورد. این احساس سرکش همواره درون و بین خود نگران

است و با رویا و خیال همراه است. سخنوری درباره این

گروه هنرمندان میگوید :

((آنان به همه چیزها وپدیده ها معناهائی نامحدود

نبخشیدند؛به گونه ای که هر چیزی با

ماوراء الطبیعه بستگی پیدا میکند؛اما شیوه بیان آنها

دلپسند و نامفهوم است .))

از آنجا سمبولیکها به ستیزه جوئی با هر قیدوبند منطقی

و رئالیستی در شعر و هنر برخاستند؛مکتب سمبولیسم در

برابر رئالیسم قرار گرفت. این شیوه در هنر تئاتر نیز

اثر بخشید ورواج یافت و نمایشنامه نویسانی همچون موریس

مترلینگ به شیوه سمبولیسم نمایشنامه نوشتند .

از آنجا که این دسته هنرمندان اصول استوار وپا بر

جائی را پیروی نکردند و با زبان ویژه رمزی خود سخن

از احساس و رویا وخیال به میان آوردندهر کس از

خواندن آثار آنان به اندازه نیروی درک واحساس خود ؛

چیز خواهد فهمید .پیشوای این مکتب در فرانسه شارل

بودلر بود که بهره زیادی در بر انگیختن این جنبش

دارد .همچنین ادگار آلن پو (امریکائی) و موریس متر

لینگ (بلژیکی)از رهبران شناخته شده این مکتب بشمار

میرود.